چشم گذاشتم و شمردم،
ده،بیست،سی،
و او رفت.
چهل، پنجاه،
و
هنوز قایم شده است.
.
.
.
فریاد زد،
مگر چه داری؟
راست میگفت،
با " شرافت "
شکمش سیر نمیشد.
.
.
.
سه تار زندگی کوک نبود.
تاری بسازم
شاید ترانه ی هجرت را
شاد بنوازد.
پاییزهشتادو چهار
از بهمن کاظمی کردستانی
دسته بندی
مردم